مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و خبرنگار، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




برای تیتر مطلب قبلی ام که بلافاصله پس از آزادی جهانبگلو نوشته شد خیلی با خودم کلنجار رفتم و چند باری هم تیترش را عوض کردم. دست آخر با آنکه شاید چندان مفهوم هم نبود عنوانش را گذاشتم "بهای آزادی".
شاید نوشتار حاضر بیشتر بتواند دلیل آن عنوان را توصیف کند. مطلبی که پس از انتشار مصاحبه ی [+] دکتر رامین جهانبگلو با خبرگزاری ایسنا و به بهانه ی آن نگاشته شده است.

رامین جهانبگلو ساعاتی پس از آزادی به خبرگزاری ایسنا مراجعه می کند و به مصاحبه ای خود خواسته تن می دهد که مطمئنن بسیاری را خوشایند نیست. بخصوص آنان که در این مدت سنگش را به سینه زدند. بررسی دقیق و خط به خط مصاحبه وقت و حوصله ی کافی می خواهد و در اینجا قصد چنین کاری را ندارد.

اما جان کلام این مصاحبه را شاید بتوان این چند جمله دانست:
«وقتي يك روشنفكر و تحصیل‌كرده نتواند در اين‌جا جابيافتد، طبيعتا كشيده می‌شود به طرف اين‌كه از اين و آن بورس [10 بار] بگيرد و بتواند به گونه‌ای امرار معاش كند.»
«صادقانه عنوان می‌كنم كه تحت هيچ فشار روحی و جسمی نبودم[4 بار]. ماه اول برایم بسيار سخت بود...در سه ماه بعد بنده را در سلول انفرادی گذاشتند كه در آن تلویزیون و روزنامه وجود داشت و می‌توانستم با خانواده‌ام ملاقات كنم.»
«من با يك سايت اسراییلی – فلسطينی همكاری می‌كردم كه عملا تا مدت‌های مديد نمی‌دانستم كه كسی كه این سایت را اداره می‌كند یك مامور اطلاعاتی است.»
« به اين نتيجه رسيدم بحث‌هایی كه موسسات آمريكایی مي‌كنند و پول‌هایی كه خرج می‌شود و تماس‌هایی كه با نخبگان ما می گیرند و اتفاقاتی كه در خاورمیانه می‌افتد در مجموعه‌ای قرار می‌گیرد كه اسم آن را امپراطوری می‌گذارم.»

و از این دست مسائل. او معترف است که به اشتباه و از سر نا آگاهی به دام جاسوسان اسرائیلی و آمریکایی افتاده است و علیه امنیت ملی اقدام نموده. در حالی که قویا اتهام جاسوسی را رد می کند و در حالی که از اعتقادات ضد امریکایی خود سخن می گوید، قبول می نماید ناخواسته مهره ی آمیکایی ها بوده است.

شکل اتفاقات با موارد مشابه پیشین کمی تفاوت دارد اما ظاهرا نتیجه یکی است. اگر پرونده ی نظرسنجی عبدی و قاضیان را بیاد بیاوریم آنها نیز به همه چیز اعتراف کردند و پس از مدتی از بند رها شدند. حالا هم عبدی هنوز از آن زمان سخنی نمی گوید و قاضیان نیز که به سخن آمد اتفاقی نیفتاد.

موارد مشابه قدیمی تر هم بر می گردد به سعیدی سیرجانی و فرج سرکوهی و این اواخر سیامک پورزند و علی افشاری. برای برخی این شرایط پیش آمد که بگویند چرا به خود ویرانی تن دادند و برای برخی چون سیرجانی نه.
اما چه اهمیتی دارد. دکتر رامین جهانبگلو بهای آزادی را اینگونه می پردازد. حالا ممکن است ما موافق باشیم یا نه. این آدم آرام و کمی خجالتی، استاد فلسفه، اهل شر و شور نیست. خودش می گوید که نمی تواند مثل اکبر گنجی باشد و یا محسن کدیور. او حتی شبیه عبدی هم نبود.

او نه بخاطر بورس گرفتن و نه بخاطر آنکه یک روشنفکر در کانون توجهات جهانی آنگونه که خودش معترف شده و نه برای رهبری هر گونه انقلابی که متهمش کرده اند، تلاش نکرده است.
تمام حقیقت اینست که دوست دارد درس بدهد، بخواند و بنویسد از آن چیزهایی که دلبسته به آنهاست. او را همینگونه باید بپذيریم به همین شفافیت و سادگی.

پاورقی:
شماره های آمده در کروشه تعداد تکرار این جملات در مصاحبه می باشد.گرچه این بررسی دقیق نبود و برای دیگر کلمات کلیدی صورت نگرفت اما می تواند بیان کننده تاکید بر القای یک ذهنیت از پیش طراحی شده باشد.

برچسب


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/78

نظرات


سلام .کاملا موافقم .نمیشه از همه انتظار داشت قهرمان باشند ... مملکتمون به کار فرهنگی بیشتر احتیاج دارد تا قهرمان پروری ... جهانبگلو سیاسی نیست و نمیشه ازش انتظار کار سیاسی داشت ... از آزادیش خوشحال باشیم.

نرگس || ۰۱:۳۰ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


رفتار این اقای جهانبگلو مشکوکه به نظرم برای از ایران رفتن داره باج میده

mardetanha || ۰۳:۰۰ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


قیافه اش شبیه اکبر گنجی شده!!!! البته با لباس جین!!!شاید اینم توی همون انفرادی بهش دادن!!!

مرجان || ۰۳:۴۶ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


اوین اسطوره کش است دیگر . بیشتر حکایت آن خرسی است که خودش خرگوشه ، باباش خرگوشه، ننش خرگوشه واحتمالا ندانسته بر علیه امنیت ملی اقدام کرده.

وحید || ۰۵:۵۰ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


الان جهنبگلو معنای تنهایی رو می فهمه !
حتی اونهایی که سنگش رو به سینه می زدن هم نمی فهمن اون چی می کشه .
بحث یه بازی سیاسی نیست ، بحث یه انسانه

انوش || ۰۷:۵۲ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


ببخشید حالا مگه آین آقای گنجی چه گلی به سر ما زد جز این که احمدی نژاد را رییس جمهور کرد؟جهانبگلو اقلا دو زار سواد دارد!
شکنجه شدن او در زندان چه فایده ای به حال ما می توانست داشته باشد جز این که یک مترسک قهرمانی دیگر علم کنیم؟تا کی؟!...

pedram || ۱۵:۱۱ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


I put a link of this post in my weblog

man(roozmare) || ۱۶:۰۹ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


من عکس العمل جهانبگلو رو به عکس العمل گنجی ترجیح میدم چون وقتی یه قهرمان ساخته بشه، حتی در صورتی که صادق باشه ، نمیشه تضمین کرد که در شرایطی مخالفان از اون در جهت تحقق اهدافشون استفاده نکنن و از طرف دیگه به نظر من اثرات منفی نامید شدن از یه قهرمان بیشتر از اثرات مثبت خلق شدنشه !

سحر حکمت || ۱۸:۳۱ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


یه مطلب در مورد وبلاگت نوشتم بیا بخون

انوش شاپوری || ۲۰:۴۶ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


گنجی مگر چکار کرد.green card گرفتن تلاش می خواد.

IP: 82.209.132.123 || ۲۱:۲۴ جمعه ۱۰ شهریورماه ۱۳۸۵


مهدی جان : اولا وبلاگ زمین زراعی نیست که ملک شخصی کسی باشه !
ثانیاً مشخصات کامل یک رسانه رو داره اگر چه این رسانه غالباًتک نفره است و سانسور آفت رسانه

انوش شاپوری || ۰۰:۱۹ شنبه ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۵


مصاحبشوكامل خوندم. فكر كنم ايشون به جاي اينكه به بند اطلاعات برده شوند به هتلي در ونيز رفتند!
چرا اينايي كه اين خرسو خرگوش كردند فكر ميكنند همه ملت ايران گوشاشون درازه؟ ها

وحيد || ۰۱:۱۲ شنبه ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۵


مساله اصلا اين نيست که ما نسبت به يک سيستمي انتقاد داشته باشيم يا نه، حتي اينکه ما با حرف هاي جهانبگلو موافق باشيم يا نه.
موضوع اين است که اصلا بايد از چنين آدمي در چنين شرايطي انتقاد کرد؟
جهانبگلو مي داند که پا روي دم شير گذاشته است و حالا و به عنوان يک انسان حق دارد اعلام کند که نمي خواهد براي اين بازي بيشتر از اين هزينه بدهد.چرا که از اول هم قرار نبوده کار به اينجا بکشد.(و بله هيچ علاقه اي هم ندارد که شخصا زنگوله را به گردن گربه ببندد!)و اگر يكي حاضر است ببندد بفرمايد ميان گود.
اينکه او اتهام خود را اعلام می کند ، اين تاييد نيست! می گويد می دانيد و می دانم که در اين سيستم اين اتهام است.نمی گوید من جرمی مرتکب شده ام.می گوید اتهام من ارتباط با بیگانگان است!می گوید من اشتباه کردم درباره کسانی که به نوعی با سازمان جاسوسی درارتباط بودند.و..و من اشتباه کردم همیشه معنی این نیست که من جرمی مرتکب شده ام:معنی این هم هست که از قوانین این زمین بازی تخطی کرده ام.و می دانم.(هرچند که توضیحی نمی دهد آیا قوانین این زمین را قبول دارد یا نه)

.I || ۲۰:۰۵ یکشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۳۸۵


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: