در خبر ها خواندم که گفته اید «دعوا و درگيری در مجلس ششم زياد بود و اين مسئله را در روزنامههای آن روز و نطقهای قبل از دستور مجلس ششم می توان ديد». آن دوران را خوب بخاطر دارم.
یادم نمی رود که در راهروهای دانشکدمان دور هم جمع می شدیم و به رادیو مجلس گوش می دادیم تا نطق های اتشین و به قول شما «پرهیاهو» مجلس ششمی ها را بشنویم.
یادتان می آید این همه دعوا و درگیری بر سر چه بود؟ برای دست تبرک کشیدن بر عبا و ردای خاتمی جنجال می کردند و یا برای سر کشیدن لیوان آب رییس جمهور؟
یادم می آید احمد شیرزاد از ماجراجویی های هسته ای که کیان کشور را به خطر می اندزد سخن گفت. بیاد دارم که تحقیقی درباره ی قتل زهرا کاظمی در زندان اوین از تریبون مجلس خوانده شد. به یاد دارم که شجاعپوریان چگونه از میلیاردها تومان سو استفاده های صدا سیما پرده برداشت.
از اسکله های مخفی و سو استفاده های اقتصادی برخی بزرگان پر مدعا. خوب بخاطر دارم که نمایندگان راستین مردم چگونه نام دانشجویان در بند شده و روزنامه های تعطیل شده و ظلمی که بر نیروهای ملی و مذهبی رفته بود را به زبان می آوردند، برای ثبت در تاریخ.
مهندس موسوی خوئینی ، فاطمه حقیقت جو ، اکبر اعلمی ، محسن آرمین ، رجبعلی مزروعی، محمدرضا خاتمی و انصاری راد آن پیرمرد آزاده را خوب به یاید دارم. به یاد می آورم حسین لقمانیان جانباز جنگ تحمیلی که بخاطر نطق پیش از دستورش از مجلس روانه زندان شد.
آری! آن مجلس پرهیاهو، آن روزها خانه ی ملت بود و هر«هیاهوی» مجلس امیدی تازه برای مردم. امید به اصلاح اموری که به بیراه ی استبداد رفته بود.
آنجا با آن صندلی های قرمزش خانه همه مایی بود که درد وطن داشتیم و عاشق آزادی. بر سر نمایندگانمان فریاد می زدیم که مردانه بایستید بر سر عهدی که با مردم دارید و از نامردمی ها نهراسید. اما چه حیف که همگان همراهیمان نکردند.
آقای حداد عادل!
مجلس ششم نه سقف آرزوهای ما برای داشتن مجلسی مردمی که کف مطالباتمان بود. ما هیاهوی آن مجلس را به سکوت قبرستانی هفتمی ها که به مدال وکیل الدوله بودن بر سینه شان افتخار می کنند ترجیح می دهیم.
و اما شما!
شما که تا قیام قیامت مدیونید. شما مدیونید که صندلی قرمز رنگ مجلس را با دوپینگ شورای نگهبان غصب کردید و علی رجایی نماینده واقعی ملت را محروم. علی رجایی استوار و با افتخار به زندان اوین رفت تا شما با خیالی آسوده به جای او تکیه بزنید.
شاید هم حق با شماست . مجلس ششم، مجلس خوبی نبود وگرنه کار بجایی نمی رسید که شما بر ریاست قوه قانونگذاری این ملک تکیه بزنید و سیاه ترین روزهای ایران را در خاطره ها ثبت کنید.
آقای حداد! نگران نباشید. به یمن حضور رفقایتان در شورای نگهبان و هیات های نظارت و اجرایی دیگر مجلس ششمی تشکیل نخواهد شد. دیگر هیچ نطقی در نکوهش استبداد از تریبون مجلس شنیده نمی شود.
دیگر فریاد تظلم خواهی هیچ زندانی سیاسی ، دانشجوی مبارز ، قلم شکسته و زبان بریده ی آزادی خواهی در فضای پر تملق مجلستان نخواهید پیچید تا خدای ناکرده رویاهایتان آشفته نشود.
در راهروهای دانشکده ی ما نیز هیچ دانشجویی گوش به رادیوی جیبی خود نمی دهد تا صدای نمایندگان را بشنود. زیرا این مجلس من نیست! مجلس هیچ انسان آزاده ای نیست. مجلسی نیست که باید در راس امور باشد.
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1263
نظرات
داری تند روی می کنی !
یک مقدار آرام تر .
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
وقتی این مطالب منطقی و دردناک رو می خونم ، مرتب با خودم میگم حیف که مخاطبین این متون یعنی همون حداد ناعادل و امثال ایشون یا نمی خونند و یا اصلا اهمیت نمی دهند و گوششان به هیچ انتقادی بدهکار نیست. پس این گفتن ها کی و کجا اثر می کند؟
ZoHrE || ۱۵:۳۳ دوشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۶میترسم به یمن همین نوشته های منطقی ات کار دست خودت بدی!!!
یه دوست قدیمی || ۱۵:۵۰ دوشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۶من از افرادی مثل شما شجاعت را یاد میگیرم.
صادق || ۱۶:۳۰ دوشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۶درود بر شما حرف دل من و مردم
پرویز ایمانی || ۱۶:۵۴ دوشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۶این رفیقمان راست می گوید !!!، داری تند می روی . روزگار بر وفق مراد کسانی ست که هواشناس خوبی باشند .
و همین ها هستند که ما را به این روز انداخته اند...
اپورتونیست باش تا کامروا گردی !
آقای محسنی بهترین سرعت برای حرکت، نشستن و ماندن و نرفتن است،مثل من، مثل ما، مثل ایشان، شما هم مثل ما که قلم نداریم، مثل انها که قلم فروخته اند، بنشین و ساکت باش و نبین و نگو، مطمئنا همه چیز درست می شود، آاااخ برف چه چیز خوبی است، زمستان که تمام شد، سرمان را کجا پنهان کنیم
ZoHrE || ۱۸:۵۶ دوشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۶مجلسی که نماینده مردم در آن نیست که مجلس نیست ، بلکه گعده ی مجیزگویان و کاسه لیسان است.
بیتا یاری - فریاد || ۱۹:۳۹ دوشنبه ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۶پیرو جمله ای که در نظر قبلی ام گفتم این مطلب را بخوانید :
اپورتونیست باش تا کامروا گردی ؟!
http://hparadox.wordpress.com/2008/02/11/%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b4-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%a7-%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%9f/
نمی دانم چرا بعضی هاراست گویی را تند روی می دانند.
گاهی برای من این سوال پیش می آید که امثال برادران لاریجانی یا حداد عادل و ... که براستی افراد خردمندی هستند واقعا ایمان دارند که آنچه می کنند به نفع ملت است یا اینکه آگاهانه استبداد می پرورانند و ملت را استعمار می کنند.
باشد كه بيداري مردم ايران زمين از چشمها به عقلها گراييد شود تا هماندد زمان رژيم پهلوي كه پانزده سال منتظر ايت الله خمييني بودند منتظر رهبري نباشند ويك بار هم كه شده عقل وفطرت خود را رهبر بر امور خود كنند وان روز نزديك است
ياسر محسني || ۰۳:۱۳ سه شنبه ۲۳ بهمنماه ۱۳۸۶ياد باد آنروزگاران ، ياد باد./ افسوس كه فرصتها چون باد مي گذرند.
mohammad || ۰۹:۴۲ سه شنبه ۲۳ بهمنماه ۱۳۸۶تا وقتی همه برای حرف زدن به فکر مصلحت اندیشی باشن هیچ اتفاقی نمیفته. خیلی خوشحال شدم نوشته ات را خوندم. از خوندن نوشته اصغر فرهادی هم درباره وضعیت فرهنگی مملکت خوشحال شدم.
شاید کسی شجاعت گفتن چیزی رو که به نظرش درست هست نداشته باشه ولی اینکه به کسی که این کار رو میکنه توصیه به سکوت کنه خیلی بدتر از خود سکوت هست.
با سکوت و سکون یا به گندِ مرداب میرسیم یا سوزشِ انقلاب کور!!
سپاس ازت دوست گلم ;)
به واقع كه یاد مجلس ششم بخیر...
به قول شاعر مجلس هفتم به خدا ننگ بشر بود!
واقعیت امر این است که کمی شوکه شدم..! امیدوارم نه برای شما و نه برای وبلاگتان اتفاق ناخوشایندی نیفتد.
مطمئنا مورد حمایت وبلاگ نویسان خواهید بود، هر چند در این روزگار حمایت مردمی هیچ سودی به حال کسی نداشته و ندارد.
azat mamnonam ke etelaate khobi behem dadi vali heif bayad ghabol konim ke mardome badi darim be vaghe az paye kharabim vaghean motasefam kashki rozi berese ke khorshid abrharo kenar bezane be omid pirozi.........!!!
ناشناس || ۰۳:۱۷ دوشنبه ۲۷ اسفندماه ۱۳۸۶نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:




