مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و خبرنگار، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




شاید اتفاقات اخیر پیرامون مطلبم در مورد عواقب خروج احمد باطبی از ایران به واقع برای من تجربه ی بسیار خوبی بود. گرچه چند روز سخت را پشت سر گذاشتم اما فکر می کنم بیش از پیش یاد گرفتم که در گفتار و رفتارم اعتدال را رعایت کنم و احساسی برخورد نكنم.
در شرایطی که برخی نظراتی که در کمال بی انصافی طرح می شد می توانست مرا به سمت اصرار بر نظراتم و طرح موضوعاتي جدید بکشاند و مسئله را بغرنج تر نماید، اما شاید تجربه دیگران توانست در این میان به من کمک کند.
این مثل معروف است که هر کس را در قبر خودش می خوابانند پس تمام نظراتی که در موافقت مطالب من داده شد به هیچ عنوان نباید همسو با دیدگاه من تعبیر شود. در همین حال من در مورد نظراتی که در موافقت توضيح احمد نیز طرح شد همین برداشت را دارم.
نتیجه نظر سنجی چند پست پیش نیز را نیز می توانید در اینجا ببینید. به نظم نتایجش رضایت بخش است در حالی که به نسبت نظرسنجی های پیشین تعداد شرکت کنندگان در آن بسیار اندک بود.
در ضمن حسین درخشان عزیز قضاوتت در مورد باطبی -و البته چند نفر دیگر مثل اکبر گنجی- کمی عجولانه است و من همچنان حامی خوش قلب ، ساده دل و جاه طلب او هستم.

برچسب


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1518

نظرات


خیلی خوشحال هستم که علیرغم شنیدن آن همه دشنام و ناسزا از دشمنان دوست نما ، بر اعصاب و روحیه ات مسلط ماندی و در این بازی موذیانه ای که امثال حسین درخشان ها در لباس طرفداری از تو و یا احمد باطبی راه انداختند شرکت نکردی و با خردمندی و بزرگ منشی ات باعث شدی تا خیلی ها که هلهله کنان برای شرکت در جشن دعوا و نفرت انگیزی میان تو و یارانت آمده بودند دست از پا درازتر برگردند.

امیدوارم که این خردمندی و پختگی و دور اندیشی روز به روز در تو و در همه کسانی که دلهایشان برای رفاه و آزادی و سعادت مردم ایران می تپد روز به روز بیشتر شود . و بسیار شادم که با تاکید دوباره ات بر دوستی با احمد باطبی پرچم بچه های خوزستان را بالا بردی و نشان دادی که خاکی بودن جزو مرام ماست .

افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بند است

عبداللطیف عبادی || ۰۲:۵۹ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


با سلام من از ابتدا که نوشته اول شما طرح شد کل مطلب را دنبال کردم صرف نظر از اینکه به نوشته اول شما و نظر برخی دوستان و ... نقد هایی وارد است اما این نوشته آخر و تاکیدتان بر مشی اعتدال بهترین شیوه برخود می باشد و به خاطر روح بلندتان و روحیه نقد پذیری به شما تبریک می گویم از اینکه کیهان هم طبق معمول با اراجیف خود سعی داشت فضا را مسموم کند متاسفم !!! خداوند عاقبت همه را ختم به خیر نماید

حاج آقا نورآباد || ۰۹:۱۱ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


چرا اشاره به حسین درخشان که هر کس و ناکسی می داند برای بازکشت به ایران دست به هر خوش خدمتی می دهد و شده است منبع تغزیه کیهان؟ کسی که در کمال بی شرفی همه رهبران جنبش دانشجویی را که پس از چندین سال شکنجه آزاد از ایران فرار کردند ، جاسوس و تحت استخدام وزارت خارجه آمریکا می داند؟

آه || ۰۹:۱۶ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


یکی نیست به این حسین درخشان بگه خفه شو لطفن که از نقش کیهان تو وبلاگ ها رو همین حسین درخشان داره !

دوست عزیزم !
وبلاگ است دیگر . بهتر است از کیهان و شریعتمداری -روزنامه مورد لطف رهبری- بیشتر از این انتظار نداشته باشیم . به نظرم نمی بایست حرف کیهان را در وبلاگت انعکاس میدادی .
برای سلامتی همه کسانیکه برای دموکراسی در ایران تلاش می کنند.

بیتا یاری - فریاد || ۱۰:۱۶ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


:)به عنوان منتقد پست قبلی شما از توضیح سنجیده جنابعالی تشکر می کنم

پویا || ۱۱:۴۴ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


سلام جناب جمهور ..باطبی نماد ملی مبارزه ایرانیان داخل بوده وهست کسی که چندین سال شکنجه را تحمل کرده حالا شما با بزرگ کردن مسئله ضمانت ایشان که هنوز خود آقای میثمی هیچ چیز نگفته آب به اسیاب افرادمعلومالحالی مثل درخشان که هویتش کاملا معلوم است میریزی ومبارزات امثال باطبی را مخدوش جلوه میدهی...با عرض معذرت

saeed || ۱۴:۳۶ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


اين چلغوز(گه مرغو خروس ) واقعن چلغوز است . چرا برگردد ايران دارد حقوقش را مي گيرد ضمن اينكه در ايران نمي تواند خود فروشي كند . بعد از 4 بار به جرم قراردادن خود در اختيار مردان اعدام خواهد شد. تف بر حسين درخشان تف بر پيام فضله نژاد . اه اين دوتا كه فاميل در اومدند

حسين درخشان نامرد روزگار || ۱۵:۵۸ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


در چشمم از تمامي خوبان سري هنوز...

باران || ۱۷:۳۹ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


سلام جمهور عزیز
از اینکه مثل همیشه با درایت عمل کردید ممنونم . شاد باشی و سلامت . ارادت مند احمد باطبی

احمد باطبی || ۲۰:۲۲ جمعه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۷


بله این توپیدن به کسی که همه از ظلمی که بر او رفت و ... باخبریم که کار سختی نیست.امثال بیریشه ترین و فاسد ترین جانورانی مثل درخشان و خوشحال میکنه که به خودش اجازه میده همه را به لجن بکشه برای .... صاحبانش!

سپهری || ۰۵:۳۸ شنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۸۷


مي دوني محسن جان؟
تو در اون لحظه احساس وظيفه كردي و چيزي نوشتي.
من نمي دونم. شايد بعد از اون پشيمون شدي. شايد هم نه. اما ديگه گذشت.
مهم اينه كه تو پيش وجدان خودت راحتي كه هيچ سوء نيتي نداشتي.

پس بيا با هم بخنديم :)

آزاد مرد || ۱۵:۵۶ شنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۸۷


درود
چهارشنبه گذشته فوریت طرح تشديد مجازات اخلال در امنيت رواني جامعه در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید.
در این طرح اتهاماتی چون راهزنی و تجاوز به عنف،سرقت مسلحانه،اخاذی و شرارت برای اوین بار در کنار وبلاگ نویسی و وب نگاری قرار گرفته اند!
سخن من با شما وبلاگ نویسان پارسی زبان است و به عنوان یک همکار از شما یاران و وب نویسان عزیز تقاضا دارم نسبت به این خبر بی تفاوت نباشید و واکنش نشان دهید ؛ اصلا چرا وب نویسی در کنار این مقوله ها قرار گرفته و اصلا چرا وب نویسان پارسی اینچنین خاموشند ؟
نوشته اینجانب را در وبلاگ پیام بهبهان بخوانید!
بدرود

payambehbahan || ۲۱:۱۶ شنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۸۷


سلام داش مهدی
من دارم یه کاری انجام میدم به همکاری تو نیاز دارم
تو وبلاگ نوشتم
منتظرم

ابوذر آذران || ۱۰:۰۲ یکشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۸۷


سلام. آقای محسنی من از طراحی قالب و فرم وبلاگ شما خیلی خوشم می آد. آیا امکان دارد در این باره کمکی به من بکنید ؟ دو وبلاگ اخیرم با مشکل فیلتر سیستم مدیریت مواجه شده اند و حالا می خواهم وبلاگی با دامنه اختصاصی و قالب مختص خودش داشته باشم

محمد معینی || ۱۳:۱۵ یکشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۸۷


1)کمی تا قسمتی متاسفم که شخصی مانند حسین درخشان را عزیز می داری !
2) به نظر من هم قضاوت در باره احمد کمی عجولانه بود . نه یک سال نه یک ماه نه یک هفته ونه یکروز فقط کافی است که یک ساعت به جایی که وی بوده است پا بگذاریم تا برای تمام مدت عمر از بالا گرفتن و پایین کردن اون پیراهن کذایی پشیمان شویم .

beryooni || ۱۴:۵۸ دوشنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۸۷


تصميم درست بوده اما از برخوردها با آقاي محسني خيلي ناراحت شدم زيرا كه ايشون هم كار اشتباهي نكردند و برداشتي داشتند كه هركس ديگه اي هم اگه جاي ايشون بود همون نظر رو داشت.آقاي محسني اطلاع رساني كردند و نظرشونو گفتند و نبايد خرده گرفتت در سايتي كه متعلق به خودشون بوده چرا نظر شخصي داده شده.

البته من هم بر اين باورم كه آقاي باطبي بايد ابتدا رضايت آقاي ميثمي رو ميگرفت بعد اقدام به اين كار ميكرد.

ahmad || ۰۱:۲۴ سه شنبه ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷


hanooz bacheh va napokhtehii.

Hassan- || ۰۶:۳۹ سه شنبه ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷


امیدوارم که احمد باطبی این را بخواند و یا اگر مقدور است این مطلب به ایشان منتقل شود. الان مقاله نیویورک تایمر را خواندم و وقتی به جمله آخر ایشان رسیدم که"اگر امریکا به ایران حمله کند برمی گردم و از مملکت خود دفاع می کنم" خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و ارادت من به ایشان دو چندان شد.
نمیتوانم درک کنم که چگونه بعضی از ایرانیان خارج در مورد جنگ ابراز شادمانی می کنند.
ضمنا این مقاله را هم در باره ایشان یافتم شاید برایشان جالب باشد. با امید موفقیت برای ایشان که به نوعی سفیر جوانان ما در امریکا هستند.

مهرداد || ۱۶:۳۱ یکشنبه ۲۳ تیرماه ۱۳۸۷


همه مطالب رو یک جا خوندم،حق با شما بوده، قضاوت خیلی سخت بوده و البته من با قضیه جوانمردی که گفتین موافقم،و با خودم میگم کاش هرگز در چنین شرایطی قرار نگیرم که مبادا، اشتباه کنم
از همه جالبتر نوشته حسین درخشان بود
عجب آدمیه خدایی، عجب رویی داره این بشر
یکی نیست بگه پس تو چی؟ خودت چی؟ همه رو متهم می کنه در حالی که معلوم نیست از کدوم ... می خوره،دیگه واقعا داره نفرت انگیز میشه این آدم
کسی که میره اسراییل، می تونه راحت بیاد ایران و برگرده،و بعد به همه تهمت خائن بودن بزنه، اینا رو واسه خودشم می نویسم

Persian Girl || ۱۵:۱۹ دوشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۷


بیچاره میثمی، از روی اعتماد سند گرو می گذارد و حالا باید بنشیند تا خیرین مشکلش را حل کنند.

اینگونه افراد بنیاد اعتماد را می سوزانند. چند سال قبل ضارب رازینی اینکار را کرد و یکی از همین خیرین پیدا یشان نشد. آیا کسی از مشکلات حادی که برای ضامن آن فرد ایجاد شده خبری دارد. چه کسی مشکل او را حل کرد.

بهتر نبود که آقای باطبی قبل از گرفتن وکیل برای اخطار به وبلاگ ها و قبل از اولین قدم، با میثمی تماس می گرفتند. یا آنکه بلافاصله پس از رفتن از ایران با میثمی تماس می گرفتند و برای حل مشکلی که برای او ایجاد کرده اند فکری می کردند. باطبی در کامنت خود ابراز می کنند که جای نگرانی نیست و مشکل حل می شود. خیلی جالب است. میثمی دچار مشکل شده و ایشان منتظر ایجاد مشکل نشسته اند. میثمی نیاز به صدقه ندارد آنهم صدقه ای که معلوم نیست از کجا جمع شده است. کافی است از طرف خانواده آقای باطبی یک خانه برابر با ارزش ملک بعنوان عوض به دادگاه ارائه شود. آقای باطبی نیز آقای میثمی را با صدقه دهندگان طرف نکند. هر کار می خواهد در رابطه با خانواده خودش به انجام برساند اگر می خواهد پول جمع کند و به خانواده اش بدهد. از باطبی خواهش می شود که از این طریق مشکل حاد و جدیدی برای میثمی ایجاد نکند.
برخی از دوستان آنگونه سخن می گویند که انگار صبح و ظهر وشب باطبی را به تخت شلاق می بستند و او ناچار به این عمل بوده است. بد نیست که دوستان بدانند که باطبی در طی این سالها لیسانس گرفت. باطبی طی این سالها ازدواج کرد و مدتها درکنار همسرش زندگی کرد. باطبی طی این سالها در خارج از زندان با کمک دوستان به کار مشغول شد و در همان جا نیز با انجام اعمالی به اعتماد معرف های خودش نیز احترام نگذاشت. باطبی طی این سالها وبلاگش را بطور مرتب به روز می کرد و از صدر تا ذیل حکومت را به باد نه بدتر از آن می بست. آیا این همه زیر شکنجه انجام می شد؟!
از همه جالب تر و بامزه تر افرادی هستند که از طرف میثمی حرف زدند و هندوانه زیر بغلش گذاشتند تا دهانش را ببندند. آیا برای اینها یک تلفن زدن به میثمی و نظر او را جویا شدن مشکل است؟!
از همه دردناکتر اطلاعیه تحکم آمیز وکیل آقای باطبی است که خاتمه سخن را با کلمات ایشان به انجام می رسانم تا مشخص شود زمانیکه به قدرت برسیم چگونه عمل خواهیم کرد وقتیکه، الان اینگونه با مطلب یک وبلاگ برخورد می کنیم.
"" به عنوان وکیل احمد باطبی از جناب عالی رسما میخواهم تا نسبت به درج پاسخ موکلم در سریع ترین زمان ممکنه اقدام فرمایید.دکتر لیلی مظاهری""
خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

محسن || ۱۹:۳۰ شنبه ۵ مردادماه ۱۳۸۷


به نظر من تاسیس این انقلاب از اول اشتباه بود چون آخوندها همگی کثیفند و بی شرف و خونخوار با این وجود باز به قول آبراهیم لینکلن:وقتی نهال آزادی ریشه بگیرد به سرعت رشد و نمو می کند .

mohsen || ۱۹:۰۶ پنجشنبه ۱۷ مردادماه ۱۳۸۷


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: