شاید به همین دلیل اصلاح طلبان امروز کمترین شباهت را به کسانی دارند که باید حداقل مختصات و مشخصات رفرمیستها را دارا باشند.
امری که در دوران هشت ساله ی دولتداری سید محمد خاتمی نیز مشاهده شد. افرادی از چپ ترین جناح سیاسی ایران با سابقه یک دهه تندروی و برخوردهای حذفی با مخالفان با تابلو اصلاح طلبی سر برآوردند و مدافعان جامعه مدنی نام گرفتند.
اما آیا متولیان اصلاحات در ایران از حداقل های لازم برخوردارند؟ آیا از نظر فکری و رفتاری نسبت به سالهای اول انقلاب تغییر بنیادینی نموده اند؟ و آیا اصلاحات را وسیله کسب قدرت می دانند و یا راهی به سوی تغییر مطلوب ساختار نظام سیاسی ؟
همچنین می توان از اصلاح طلبان پرسید که برای رفرم خواهی خود سقف تعیین نموده اند و یا کفی از مطالبات ترسیم شده است؟
این پرسش ها را شاید بتوان در ادامه سوال «آنچه اصلاح طلبان باید از حاکمیت بپرسند» به شکل یک سوال کلی تر خلاصه نمود و پیش روی مدعیان قرار داد: «اصلاحات تعویض آدم هاست و یا تغییر شرایط؟».
جمع قابل ملاحظه ای از اصلاح طلبان ، مردان شرایط بردند که در زمان موفقیت پیشاپیش همگانند و در زمان شکست به کنجی می روند و سکوت و حاشیه نشینی اختیار می نمایند و این سکوت را به اعتراض تعبیر می نمایند.
همین ها در زمان برد بار دیگر به عرصه می آیند و طلبکارانه تر از پیش بهای سکوت و بی عملی شان را طلب می کنند. و عجیب که در این میان عقبه اصلاح طلبان برای این رهبران فریاد زنده باد سر می دهند.
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1575
نظرات
من جمله ی تو را این چنین تصحیح می کنم:
"جمع قابل ملاحظه ای از اصلاح طلبان ، مردان شرایط بردند که در زمان موفقیت پیشاپیش همگانند و در زمان شکست به کنجی می روند و با داد و هوار، زمین و زمان را عامل شکست خود معرفی می کنند و در گذشته خود هیچ اشتباهی نمی بیندد.و این داد و قال بی پایه را به اعتراض تعبیر می نمایند."
بابا؛ «سکوت» که شرف دارد به «هوچی گری». طرف می بیند کاری از او بر نمی آید می نشیند کنار تا زمانی که بتواند کاری بکند. مشکل آن هایی هستند که نه کاری از آن ها بر می آید و نه حاضرند اشتباهاتشان را قبول کنند.
آقای مهدی محسنی
بر زبان تو را آنچه مرا در دل بود.
اصلاح طلبی یک معنای عام است ودر هر سیستمی سقف و کف مشخصی دارداز جمله در چارچوب یک قانون اساسی ایدئولوژیک و بسته.
این عبارت مسلما باعث سوء تفاهماتی در سطح عوام خواهد شد.
همچنین بین اصلاح طلبان هم وجود تنوع آراء و سوء تفاهم به وفور یافت می شود.
با این حساب شاید پاسخ به سوالات شفاف بتواند این مرزبندیها را مشخص نماید.
هر چند عدم پاسخگویی شفاف اصلاح طلبان به دلیل مصلحت جهت پیشبرد اهداف خود شاید نتواند به پرسشگر کمک شایانی کند.
مثلا پاسخ به این پرسش که: اینکه آیا هر ایرانی فارغ از دین و مذهب و گرایشات و التزام عملی به فلان سلیقه و یا مکتب به صرف ایرانی بودن حق حضور در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری زادبومش را دارد یا نه و چنین حقی چگونه باید قانونی شود؟ طرح چنین چرسشی شاید بتواند راهگشا باشد و از سوء تفاهمات بیشتر پیشگیری کند.
عمده کردن این پرسش توسط رسانه های آزاد اندیش و تمام ایرانیان آزاده شاید بتواند در این مقطع به نفع اصولگرایان تمام شود اما در هر صورت زمان طرح آن جهت به دست گیری ابتکار عمل باید توسط اپوزیسیون بصورت هوشمندانه و استراتژیک باشد. شاید در اینصورت بتوان نتیجه ای بهتر گرفت.
نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:




