گرچه پیش از این نوشتم «رفتار شناسی هاشمی این موضوع را عیان می کند که او بیش ازآنکه مرد هیاهو در سخنرانی های خود باشد مرد عمل در پشت پرده و سیاست ورزی است.»
اما امیدوارم اینبار آیت الله بدور از مصالح و منافع ، باید ها و نباید های سیاسی جبران کنند همه ناراحتی هایی که به غلط و یا درست از ایشان ایجاد شده است.
آیت الله بیا و با مردم آشتی کن. بیا و نگذار خون ندا آقا سلطان پایمال شود، نگذار آنان که ده ها نفر همچون مادر سهراب اعرابی را داغدار کردند پیروزیشان را با خون جوانان وطن جشن بگیرند.
آقای هاشمی نگاه کن به صدها هزار نفری که در خیابان ها فریاد سبز سر دادند و به خون سرخشان غلتیدند، گوش بده فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر دیکتاتوری» که شب ها بر پشت بام ها سر داده می شود.
آیت الله عزیز! بیا اینبار تاریخ را جور دیگری بنویس. درست بر خلاف همه انتظارها. بیا برای مظلومان و زجر کشیدگان و آنان که دربندند، حنجره ای باش.
بگذار از گلوی تو بشنویم که این دولت کودتا غیر قانونی است. بیا به امامت، سید روح الله اقتدا کند ، وضوی شهادت بگیر و بگذار ایستاده بمیریم.
فردا عزیز مردم ایران میهمان توست. برای میر حسین موسوی رئیس جمهورمنتخب ملت ایران میزبان خوبی باش.
برچسب
مطالب مرتبط
- جمهوری بر پایه قانون ، قانون بر پایه جمهوری
- هاشمی و عبور از بحران
- کدام استراتژی ؛ سوال مشترک این روزها
- پیامی برای تداوم زندگی در جنبش سبز
- همه مشاوران میر حسین موسوی ؛ انقلابی های دیروز ، متهمان امروز
- اشتباه بزرگ ؛ حمله به موسوی و زهرا رهنورد
- موسوی مانیفست جنبش و نظام آینده سیاسی را تبیین می کند
- دیدار رهبران جنبش سبز؛ امید مردم، وحشت حاکمیت
- نقشه راه حامیان دولت: وحدت حداقلی، دشمنی حداکثری
- از خونریزی بپرهیزید
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1774
نظرات
جمهور گرامی!
این نامه را برای مسعود ده نمکی نوشتم چون اغلب نظرهایی را که توهین آمیز نبوده و مرتبط با متن است را در نظرخواهی اش منتشر نمیکند.
اما اکنون با توجه به اینکه فردا همچون سی سال گذشته در نماز جمعه با این شعار مواجه خواهیم شد، مایل بودم نظر شما را در رابطه با این پرسش حقوقی بدانم.
آبا اعلام جرم علیه قائلین مرگ بر ضد ولایت فقیه، خود جرم است؟
آیا اعلام جرم علیه قائلین مرگ بر ضد ولایت فقیه، خود جرم است؟
به نظر شما چرا سالهاست مقام رهبری به شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه مهر تایید میزنند؟
آیا ایرانیانی که به ولایت مطلقه ی فقیه به روایت عده ای خاص اعتقاد ندارند باید بمیرند؟!
آیا وطن این ایرانیان مصادره شده است و یا مخالفین قانون اساسی که پس از تصویب آن به دنیا آمده و یا تغییر نظر داده و یا با آن مخالفند باید ایرانی شناخته نشده و غیر خودی خواند شوند؟
اگر حق و وطن ایرانیان مصادره نشده است، پس اینان باید در کجا زندگی کنند تا نمیرند؟
اگر این یعنی وحدت تلقینی؟ وحدتی حقیقی نیست، پس جز دروغ چه میتواند باشد؟
آیا رای چهل میلیون ایرانی برای تثبینت نظامی است که به مرگ ایرانیان غیرمعتقد به ولایت مطلقه فقیه( صاحبان زور بخوانند غیرخودی) میدان و مشروعیت میدهد؟
آیا حقیقتا رای چهل میلیون ایرانی، رای ایجابی برای تثبیت نظامی بوده است که از آنان بصورت ابزاری استفاده میکند؟ و یا حضوری سلبی هم میتواند باشد که به خواستاران مرگ خویش میخواهد بگوید نه!
برادر مسعود!
لطفا یا سیاسی ننویسید و یا اگر می نویسید و صداقت دارید به این پرسشها پاسخ دهید؟
من میخواهم بفهمم شما چگونه میتوانید با وجدان خود کنار بیایید و با این مواضع سیاسی-هنری دم از روشن ضمیری بزنید و من نمیتوانم؟!
لطفا از صداقتتان مایه بگذارید و اگر قادر بوده اید نفس خود را امر به معروف کنید به من هم بگویید چگونه میتوان پیش از امر به معروف و نهی از منکر نفس خویش، به تمام دیگران غیرخودی جز خود پرداخت؟ آیا این امر به معروف زیر بنای دروغ و عوام فریبی دارد یا راستی؟
آیا اگر من بخواهم طبق اصل قانون اساسی شما و خواستاران مرگ خود را را نهی از منکر کنم چه باید بکنم؟
شما جای من بودید چه میکردید؟
وطنی دیگر برای خود دست و پا میکردید؟ و یا انقلاب میکردید؟ و یا تنها به خدا پناه میبردید و تن به هر شعار خصمانه و خشن و تمامیتخواهانه ی نابودی خود میدادید؟
آیا این حرفها توهین به شماست؟
آیا تشویش اذهان عمومی است؟
آیا هر پرسش و اظهار نظری که برخلاف قانون اساسی و یا در نقد و اصلاح قانون اساسی باشد مصداق تشویش اذهان عمومی است؟
آیا من میتوانم علیه کسانی که سالها در نماز جمعه این شعار را میدهند و کسانی که به این شعاردهندگان آفرین میگویند و کسانی که مرا مخفیانه و علنی بصورت زنجیروار میکشند اعلام جرم کنم میتوانم؟
آیا اعلام جرم علیه شهروندان ایرانی، فقط حق آقای سلیمی است و یا حق هر ایرانی دیگر هم میتواند باشد؟
آیا اعلام جرم میتواند علیه مسئولین نظام هم باشد؟
آیت اله اگر میخواست از این کارها بکنه تو همون دوره حجت الاسلامی اش شهید میشد . از آیت الله آبی گرم نمیشه. رسیدن وارطان سابق و مهدی محسنی فعلی هم به خیر
زوربا || ۰۱:۵۴ جمعه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:




