عکست را که اینجا می گذارم خاطرات زنده می شود. اینجا هتل درسای تهران است سید. یادت می آید. هنوز احمد بورقانی در میان ما بود و آن آخر سالن با محمدرضا خاتمی نشسته بود.
عکست راکه می بینم تو نیستی. شهاب طباطبایی را می بینیم، حمزه غالبی، سمیه توحیدلو، سعید نورمحمدی و بهزاد باشو را می بینم. انگار عبدالله رمضان زاده را می بینم. کسی که اسمش را هم که می برم اشک توی چشمم حلقه می زند.
تو یک تن نیستی در این چهارچوب. تو انگار نماد تمام کسانی هستی که در بندند و زیر شکنجه. تو مرا یاد سعید حجاریان می اندازی. چه دردناک است که می خواهند کار نا تمام خود را به پایان برسانند.
اسم ها و تصاویر در مقابل چشمانم رژه می روند، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، بهمن احمدی امویی، مهسا امرآبادی، محسن امینزاده، مسعود باستانی، ژیلا بنییعقوب، علی تاجرنیا، عبدالرضا تاجیک، محمد توسلی، محمدرضا جلاییپور، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، مجید سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، داوود سلیمانی، هنگامه شهیدی، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، کیوان صمیمی، علیرضا عاشوری، فیضالله عربسرخی، محمد عطریانفر، محمدعلی دادخواه، محمد قوچانی، یحیی کیان تاجبخش، سعید لیلاز، امیرحسین مهدوی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی.
محمد جان ابطحی می خواستم شکارت کنم برای وبلاگم حالا می بینم این من بودم که شکار شدم. نه تنها گرفتار تو که گرفتار همه آنهایی که امروز به ظاهر اسیر کودتاچیانند.
نه تو شکار نشدی. تو نه در بند من که در بند هیچکس نیستی. نه تو که همه آنهایی که دلتنگ آنهاییم. شما درس آزادگی می دهید. سبز باشید که چشم براه شماییم.
عکست راکه می بینم تو نیستی. شهاب طباطبایی را می بینیم، حمزه غالبی، سمیه توحیدلو، سعید نورمحمدی و بهزاد باشو را می بینم. انگار عبدالله رمضان زاده را می بینم. کسی که اسمش را هم که می برم اشک توی چشمم حلقه می زند.
تو یک تن نیستی در این چهارچوب. تو انگار نماد تمام کسانی هستی که در بندند و زیر شکنجه. تو مرا یاد سعید حجاریان می اندازی. چه دردناک است که می خواهند کار نا تمام خود را به پایان برسانند.اسم ها و تصاویر در مقابل چشمانم رژه می روند، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، بهمن احمدی امویی، مهسا امرآبادی، محسن امینزاده، مسعود باستانی، ژیلا بنییعقوب، علی تاجرنیا، عبدالرضا تاجیک، محمد توسلی، محمدرضا جلاییپور، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، مجید سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، داوود سلیمانی، هنگامه شهیدی، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، کیوان صمیمی، علیرضا عاشوری، فیضالله عربسرخی، محمد عطریانفر، محمدعلی دادخواه، محمد قوچانی، یحیی کیان تاجبخش، سعید لیلاز، امیرحسین مهدوی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی.
محمد جان ابطحی می خواستم شکارت کنم برای وبلاگم حالا می بینم این من بودم که شکار شدم. نه تنها گرفتار تو که گرفتار همه آنهایی که امروز به ظاهر اسیر کودتاچیانند.
نه تو شکار نشدی. تو نه در بند من که در بند هیچکس نیستی. نه تو که همه آنهایی که دلتنگ آنهاییم. شما درس آزادگی می دهید. سبز باشید که چشم براه شماییم.
برچسب
مطالب مرتبط
- جمهوری بر پایه قانون ، قانون بر پایه جمهوری
- هاشمی و عبور از بحران
- کدام استراتژی ؛ سوال مشترک این روزها
- امید به تغییرات ناگزیر
- به احترام صندلی خالی پرستو فروهر
- من برای اسرائیل پیامی نفرستاده ام
- عیدانه ای برای آزادی
- پیامی برای تداوم زندگی در جنبش سبز
- داستان تلخ حسین درخشان
- خودنویس با طعم کیهان و رجانیوز
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1782
نظرات
نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:




