مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و خبرنگار، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




استاد ارجمند جناب آقای یوسفی اشکوری در یادداشتی بر آنچه که من در گزارش "شیخ علی تهرانی و رافت رهبری" نقل کرده ام خرده گرفته اند و با طرح دو پرسش اینگونه اشاره می نمایند که: "من نمی دانم که آقای خامنه ای واقعا در حق تهرانی ارفاق رواداشته و به دلیل فامیل بودن رأفت نشان داده یانه، اما اگر چنین هم باشد، کاری خوبی کرده و حداقل از قتل انسانی (هر چند خطاکار و مجرم سیاسی) چشم پوشیده است؛ در این صورت، چه جای سرزنش و ملامت؟! اشکال این نوع برخورد و استدلال این است که نه تنها نفعی به سود کسی ندارد و رأفتی در حق کسی اعمال نمی شود، که چه بسا بر سختگیری ها بیفزاید و بویژه یا بار دیگر آن پیر مرد فرسوده و در انزوا خزیده را به زندان باز گردانند و یا یک عنصر «خودسر»! او را ترور کرده تا از این ملامت برای همیشه رها شوند!"
 
ایشان در ادامه می افزایند: "البته روشن است که این دوست عزیز قصد آزار ایشان و یا دیگری را نداشته اما در عمل جز این نتیجه ای ندارد و نخواهد داشت. با توجه به این نکات امیدوارم دیگر کسی این حدیث قدیمی و این استدلال شگفت و نخ نما را زنده نکند و بر رنج احتمالی کسی نیفزاید."
 
در اینجا به نظرم رسید باید نکاتی را ذکر کنم که هم پاسخ به سوالات جناب اشکوری باشد و هم به دیگر کسان که در پی آن گزارش به اشکال مختلف انتقاد و اعتراض خود را بیان داشتند.
اول به ماهیت گزارش نویسی و روزنامه نگاری اشاره می کنم که هر مطلب که نگارش می شود در درون خود جهت گیری هایی را دارد اما در ذات تلاش می شود بی طرفانه و خالی از غرض ورزی -نه لزوما اغراض سیاسی- نگاشته شود. در این گزارش نیز ضمن اشاره به یک واقعه تاریخی و بررسی عملکرد حکومت -و سید علی خامنه ای به عنوان نماد قدرت مطلقه- در قبال وقایع و شرایط مشابه سعی شده است نهایت صدق در روایت لحاظ گردد.
 
در ثانی حجم عمده این گزارش روایت تاریخی اتفاقاتی است که از پیش از انقلاب تاکنون بر شیخ علی تهرانی گذشته است و نگارنده بدون قضاوت در مورد آنها تنها به نقل مطلب بسنده می کند. قعطن تصمیم در مورد اینکه یک عمر مبارزه "علی آقای تهرانی" به چه صورت گذشته و ارزش گذاری بر رفتار وی با خوانندگان است.
از سوی دیگر آنچه که آقای اشکوری به عنوان ذکر خاطراتی از دوران زندان آقای تهرانی بیان داشته را می توان تایید کننده رفتار توام با مدارا با این روحانی مخالف و به تعبیری آقایان "معاند" دانست. رفتاری که نه در حق حضرت آیت الله العظمی منتظری (ره) از حکومت دیده شد و نه در مورد دیگر روحانیون منتقد و معترض. آنچه بر شخص آقای اشکوری، محسن کدیور، برادران قابل، عبدالله نوری و ده ها روحانی دیگر گذشته گواه این مدعاست.
 
اما جان کلام  در این گزارش نه نقد رافت رهبری و نه شماتت شیخ علی تهرانی که رفتار دوگانه حکومت در قبال مخالفان خود است. مطمئنن اصلاح این رفتار نه در جهت حصر و زندان شیخ علی تهرانی بلکه برخورد همراه با مدارا با منتقدان و مخالفان و حتی کسانی که در پی حکومتی دیگر هستند را دنبال می کند.
اما این استدلال جناب اشکوری که ذکر این داستان نکنیم که نکند حکومت بر سختگیری ها بر آقای تهرانی بیفزاید و یا در جان ایشان طمع کند از جنس استدلال هایی است که دو دهه است ورد زبان حضرت رهبر است!
-در قیاسی البته مع الفارق- وی نیز منتقدان و مخالفان را به سکوت می خواند و از هزینه هایی سخن می گوید که به کشور -بخوانید حکومت ولایی- وارد می گردد و طمعی که ممکن است "دشمن" بنماید و قس علی هذا . . .
 
باور دارم دانستن "به واقع" حق مردم است و اگر از این دانستن عبرتی حاصل شود و رفتار نا صواب حاکمی عیان گردد و خلق را به فکر وادارد که بپرسند "این بود عدالتی که وعده اش می دادید؟" که مقصود به کف آمده. و اتفاقن پس از این پرسشگری دیگر حکومت به سختی می تواند طمع جان و حال "شیخ" بنماید که خود داستانی دیگر را آغاز می کند و رسوایی بیشتری را در پی خواهد داشت.
جناب استاد! نوک پیکان این گزارش نه شیخ علی تهرانی است و نه شیخ علی تهرانی ها. این گزارش حتی به رهبری و سینه چاکانش نیز بی اعتناست. پرسش واقعی از کسانی است که فکر می کنند در راه تحقق عدالت گام بر می دارند و لشکر حق را جستجو می کنند. کسانی که در اردوگاه یزید در پی حسین بن علی  و عدالت علویند . وقت است که پرده ها  فرو افتد و عدالت اموی با پرچم سیاه خود پدیدار گردد تا شاید حرّی به سوی مردم باز گردد و مقصود را دریابد.
 
کم نبودند در این 7 ماه کسانی که اینگونه جایگاه خود یافتند و به جبهه مردم پیوستند. محمد نوری زاد ، او که هم اکنون در زندان بلا گرفتار است نمونه ای روشن از این افراد است. هم او بود که باید یک پرسش ساده راه را آغاز کرد و بدان جا رسید کار که جز در بریدن صدایش راهی برای حکومت نبود. باشد که روزی همه از خواب بیدار شویم و در راهی گام برداریم که به درستی و صلاحمان نزدیکتر باشد.
منبع: جرس

برچسب

مطالب مرتبط


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1873

نظرات


این بار 22 بهمن سبز؛ زمان: 10 صبح، مکان: تمام طول خیابان های انقلاب و آزادی، هدف: آزادی

این بار 22 بهمن در راه است. 22 بهمنی که یاد نداها و سهراب­ها را در خاطره­ها زنده خواهد کرد. 22 بهمنی که دوباره ندای آزادی­خواهی این ملت را پس از 31 سال خواهد شنید. 22 بهمن 1388 روز سرنوشت­ساز دیگری در تاریخ ایران زمین خواهد بود.
به منظور هر چه بهتر برگزار شدن گردهمایی دوباره سبزها، و بر اساس تجربیات تظاهرات گذشته پیشنهاداتی به صورت زیر مطرح می­شود:
1-باید به همگان خاطر نشان کنیم که حکومت در این روز قدرت سرکوب نخواهد داشت. در این روز به علت حکومتی بودن تظاهرات، حامیان حکومت (هر چند اندک) نیز در مسیرهای راهپیمایی شرکت خواهند کرد (همانند روز قدس)؛ در صورت سرکوب، حکومت چهره واقعی خود را به اندک طرفداران باقی مانده نشان خواهد داد، و این طرفداران نیز که اغلب انسان­های ساده­ای هستند، ریزش خواهند کرد و حکومت اندک پایگاه اجتماعی خود را نیز از دست خواهد داد.
2- تجربه روزهای عاشورا و 13 آبان به ما نشان داد که در صورت اعلام یک مکان خاص به منظور تجمع، باعث حضور گسترده نیروهای امنیتی در آن محل، و در نتیجه عدم شکل­گیری هسته اولیه برای تظاهرات می­شود. به همین جهت پیشنهاد می­شود به علت طول وسیع خیابان انقلاب و عدم کنترل کامل آن توسط نیروهای امنیتی، در روز 22 بهمن از ساعت 10 صبح در تمام طول مسیر خیابان­های انقلاب و آزادی وارد شده و به سمت آزادی پیش برویم.
3- حتما نمادهای سبز به همراه داشته باشیم. البته به علت حفظ مسائل امنیتی بهتر است تا قبل از اطمینان از حضور چند هزار نفری سبزها در کنار خود از این نماد ها استفاده نکرد.
4- احتمالا حکومت سناریوهایی نظیر پاره کردن عکس امام یا حرمت شکنی! در روز عاشورا را برنامه ریزی خواهد کرد. یکی از سناریوهای احتمالی، احتمالا سعی در ایجاد درگیری و بخشونت کشیدن تظاهرات مسالمت آمیز سبزها خواهد بود. تنها نکته­ای که می­توان متذکر شد، تاکید بسیار بر مسالمت آمیز بودن تظاهرات و عدم آغاز خشونت توسط سبزهاست. این را به یاد داشته باشیم که معنای مسالمت آمیز بودن، حداکثر تلاش برای عدم خشونت خواهد بود و نه عدم دفاع از خود. پس هوشیار باشیم تا افراد نفوذی از ابتدای تظاهرات جو را به سمت خشونت نبرند.
و به خاطر داشته باشیم در صورتی که با یاد نداها و سهراب­ها، بصورت میلیونی در روز 22 بهمن به خیابان بیاییم، هیچ نیرویی جلودار ما نخواهد بود

simin || ۱۶:۳۴ چهارشنبه ۳۰ دیماه ۱۳۸۸


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: