مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و خبرنگار، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




میترای یوسفی عزیز مطلبی نوشته است در نقد مقاله «عوضی ها»ی ابراهیم نبوی. با آنکه با جهت گیری کلی این مطلب موافقم اما انتقاداتی جدی نیز به آن وارد می دانم. معتقدم که در واقع مطلب «میترا» و «داور» دو روی یک سکه هستند. 
اما نقطه ضعف یادداشت میترا قضاوت و توصیف شرایط بدون در نظر گرفتن واقعیات است. میترا فضایی و آدمهایی را توصیف می کند که با آنچه که خودش هم باور دارد نمی خواند.
میترا از کسانی حرف می زند که نظر او «تجربه ی تبعید را از سر گذرانده بودند و درد حذف شدن چشیده بودند چهره ی دوباره یافتند...می خواستند سهیم باشند در بهار بودنِ مردم. دست به کار شدند. با نوشته هاشان. با آکسیون های اعتراضی شان. با فریادهایشان زیر آسمان شهرهایی که تمام این سالهای فراق را گواهی بود.»
اما میترا نمی نویسد که «برخی» از همین ها پس از سی سال هنوز برای پایین کشیدن پرچم فلان حزب مخالفشان، برای اثبات اکثریت بودنشان، برای آنچه که فکر می کنند حقیقت است و تنها در اختیار ایشان، چگونه با هم گلاویز شدند و به یکدیگر ناسزا گفتند و ...

میترا می نویسد: «رسانه های زنجیره ای شان با پسوند سبز مشروعیت می یافت و مجالی نبود برای عرصه فکر مخالف. و هر مخالفتی به بهانه ی از دست رفتن اتحاد، به محاق سانسور سپرده می شد.»
و فکر می کنم که این صدای میترا یوسفی است و یا...نه! این میترا نیست که ما را زنجیره ای می خواند. همانگونه که پیش از این در سالهای پایانی هفتاد روزنامه هایمان را زنجیره ای خوانده بودند. و حالا هم شده این روزنامه نگاران زنجیره ای فراری.

و چه کسی مجال نداد برای عرضه فکر مخالف؟ مگر نه اینکه در این سالهای اکثر اندیشه های سیاسی صفحات اینترنتی داشتند و دارند؟ با اسم های سوپر انقلابی و رنگ های تند و کند. و اگر دیده نشدند در این سالها مگر می شود به چشم بینندگان ایراد گرفت؟ باید به خود نگاه کنیم و آن پیامی که به جامعه می دهیم.
و مگر نه در این ده ماه و حتی از زمانی که اصلاحات متولد شد و رفرم خواهی جان گرفت چندین کانال تلویزیونی وصدها وب سایت و روزنامه در درون و برون کشور از هیچگونه لجن مالی و دروغ پردازی در مورد فعالان سیاسی این طیف کوتاهی نکردند؟
اگر هم کسی انتقادی به ملایمت از اصلاحات و رفرم خواهان نمود به لقب سازشکار مزین شد. انگار که به کمتر از مرگ رفرم خواهان نباید راضی بودند. در این شرایط برای برخی رفرم خواهی گناهی نابخشودنی است و انقلابی گری فضیلتی متعالی.

میترا قلم خوبی دارد و روحی لطیف. اما عرصه سیاست، عرصه رویا پردازی نیست. محل واقعیت ها و محاسبات و تحلیل های دقیق و روشن از شرایط است.غرصه سیاست هم همچون طیفی خاکستری است و سیاه و سپید جایش در قصه دیو و پریان مادر بزرگ ها.

برچسب

مطالب مرتبط


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1907

نظرات


گويا عده‌اي كه سال‌ها توان نداشتند تا كوچكترين تحركي در جامعه داخلي ايجاد كنند حالا مجالي پيدا كرده اند تا صداي خود را بلند كنند.
كسي از اينكه اين عزيزان (در اثر پديدار شدن جنبش) شوري پيدا كرده اند نه تنها ناراحت نيست كه موجب خوشحالي همه‌ي ما هم هست ولي كوچكترين توقع ما از اين دوستان اين است كه حالا كه به لطف جنبش سبز (كه بدون شك ريشه در اصلاحات دارد) بر سر اين سفره نشسته ايد سفره را بر هم نزنيد. حتي اگر توانايي داريد بالاي سفره بنشينيد و ديگران را هم سر سفره مهمان كنيد ولي سفره را به هم نريزيد. با تشكر!

سيد صدرا || ۰۵:۳۸ جمعه ۲۰ فروردینماه ۱۳۸۹


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: